تبليغاتX
وبلاگِ پژوهشهای مسیحی - نقش "مکر الله" در ماجرای تصلیب مسیح، به روایت قرآن

نقش "مکر الله" در ماجرای تصلیب مسیح، به روایت قرآن

یکی از ادعاهای جالب‌ِتوجه قرآن راجع به عیسی مسیح و آیین وی، در آیه‌ی ۱۵۷ سوره‌ی النساء، چنین مطرح گردیده است:

و گفتارشان كه:‏ «ما، مسيح عيسى بن مريم‏، پيامبر خدا را كشتيم‏!» در حالى‌كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند؛ لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد [قتل‏] او اختلاف كردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند؛ و قطعاً او را نكشتند!

در آیاتِ ۵۲ تا ۵۵ سوره‌ی آل‌عمران نیز، این داستان همراه با جزئیاتِ قابل‌ملاحظه‌ای چنین روایت شده است:

چون عيسى از آنان احساس كفر كرد، گفت‏: «ياران من در راه خدا چه كسانند؟»

حواريون گفتند: «ما ياران خداييم‏، به خدا ايمان آورده‏ايم‏؛ و گواه باش كه ما تسليم هستيم‏. پروردگارا، به آنچه نازل كردى گرويديم و از فرستاده پيروى نمودیم‏؛ پس ما را در زمره‌ی گواهان بنويس‏.»

و [یهودی‌ها] مكر ورزیدند، و خدا [هم] مكر ورزید، و خداوند بهترين مكرکنندگان است‏.

چنین بود كه خدا گفت‏: «اى عيسى‏، من تو را برگرفته و به سوى خويش بالا مى‏برم‏، و تو را از كسانى كه كفر ورزيده‏اند رهایی می‌بخشم، و تا روز رستاخيز، كسانى را كه از تو پيروى كرده‏اند، فوق كسانى كه كافر شده‏اند قرار خواهم داد؛ آنگاه فرجام شما به سوى من است‏، پس در آنچه بر سر آن اختلاف مى‏كرديد ميان شما داورى خواهم كرد. ...»  

می‌بینیم که طبق این روایت، "مکر الله" نقشی اساسی و تعیین‌کننده در آن سرانجامی که بر مسیح و اصحابش گذشته، داشته است. در واقع، آیه‌ی ۵۴ به‌روشنی هدف از "مکر الله" را مقابله با مکر و توطئه‌ی یهودیان برعلیه مسیح عنوان می‌کند. علامه طباطبایی، در تفسیر المیزان، ذیل این آیه، چنین می‌نویسد:

منظور از «مكركنندگان» بنى‌اسرائيل هستند كه عليه عيسى (عليه السلام) توطئه كردند، توطئه‌اى كه جمله‌ی «فلما احس عيسى منهم الكفر...» [آیه‌ی ۵۲] به آن اشاره دارد.
(ترجمه‌ی تفسیر المیزان، جلدِ ۳،
صفحه‌ی ۳۲۴)

توضیح علامه در اینجا البته کاملا معقول و قابل‌پذیرش به نگر می‌آید. در آیه‌ی ۵۲، می‌خوانیم که عیسی، پس از پی‌بردن به اقداماتِ یهودیان برعلیه‌ش، نگران شد، و چنین اظهار داشت: «ياران من در راه خدا چه كسانند؟» علامه طباطبایی معنای این پرسش مسیح را چنین توضیح داده است:

و منظورش از اين پرسش اين بود كه بفهمد از ميان مردم چند نفر طرفدار حقند، تا روى همانان حساب كند، و خلاصه بفهمد چقدر عده و عده دارد، نيرويش در آنان متمركز گشته ، دعوتش از ناحيه آنان منتشر شود. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان، جلدِ ۳، صفحه‌ی ۳۱۸)

می‌بینیم که مسیح پس از پی بردن به ستیزه‌جویی و دشمنی یهودیان، نگران نشر دعوتِ الهی‌اش و پیش‌رفتِ آیینش می‌شود. این منطقا به آن معناست که طبق این آیات، هدف از مکر و توطئه‌ی یهودیان ضربه زدن به آیین مسیح و مختل کردن نشر دعوتش بوده است. در آیه‌ی ۵۴ البته می‌خوانیم که الله در این ماجرا ساکت ننشست، و برای مقابله با مکر یهودیان، مکر در میان آورد. از این به‌روشنی برمی‌آید که هدفِ الله از این مکر حفظ آیین مسیح بوده است. آیت‌الله مکارم شیرازی، در تفسیر نمونه، ذیل آیه‌ی ۵۴، چنین می‌نویسد:

منظور از آيه‌ی مورد بحث و آيات متعدد ديگرى كه مكر را به خدا نسبت مى‌دهند [.sec] اين است كه دشمنان مسيح با طرحهاى شيطانى خود می‌خواستند جلو اين دعوتِ الهى را بگيرند، اما خداوند براى حفظ جان پيامبر خود و پيشرفت آيينش تدبير كرد و نقشه‌هاى آنها نقش بر آب شد. (جلدِ ۲، صفحه‌ی ۵۶۸)

می‌بینیم که آنطور که از سیاق این آیاتِ سوره‌ی آل‌عمران برمی‌آید، یهودیان نقشه کشیده بودند تا با مصلوب نمودن مسیح و به قتل رساندن او، جلوی دعوتِ او را بگیرند و آیینش را نابود سازند. در نتیجه، طبق این آیات، تصلیب مسیح بایستی تاثیر بسیار منفی و احتمالا مهلکی بر نشر دعوتِ او داشته باشد.

آنچه اما در اینجا سوال‌برانگیز می‌نماید تاثیری است که این "مکر الله" بر توطئه‌ی یهودیان می‌توانست داشته باشد. آیت‌الله مکارم شیرازی، در تفسیر نمونه، در اینباره چنین می‌نویسد:

اين آيه [= آیه‌ی ۵۵] همچنان ادامه‌ی آيات مربوط به زندگى حضرت مسيح (عليه السلام) است. معروف در ميان مفسران اسلام، به استناد آيه‌ی ۱۵۷ سوره‌ی نساء، اين است كه مسيح (عليه السلام) هرگز كشته نشد (و از توطئه‌اى كه يهود با همكارى بعضى از مسيحيان خيانتكار براى او چيده بودند، رهايى يافت) و خداوند او را به آسمان برد.
(جلدِ ۲، صفحه‌ی ۵۶۹)

مسئله‌ای که طبیعتا در اینجا بوجود می‌آید آن است که پس چگونه می‌شود که همگان، حتی ظاهرا حواریون و پیروان مسیح، پنداشتند که یهودیان به‌واقع عیسی را بر دار آویخته، کشته‌اند! مفسران مسلمان، در پاسخ به این پرسش، چنین توضیح می‌دهند که طبق آیه‌ی ۱۵۷ سوره‌ی النساء، «امر بر آنها مشتبه شد؛» به این معنا که شخص دیگری، به‌جای مسیح، به‌اشتباه بر صلیب کشیده شد، و همگان پنداشتند که آن شخص مسیح است. البته، یک مشکلی که این نظریه به‌وجود می‌آوَرَد آن است که در این‌صورت، این "مکر الله" عملا نمی‌توانسته تاثیری بر توطئه و مکر یهودیان برعلیه آیین مسیح داشته باشد.

در حقیقت، اگر یهودیان مکر نموده بودند تا با به‌قتل رساندن مسیح، نشر آیین وی را مختل سازند، آنها - در هر حال - عملا به این هدفِ خود رسیده‌اند. بر اساس این نظریه، آنها ظاهرا می‌خواستند از شر عیسی خلاص شوند، و این کار را به‌شکلی انجام دهند که مطلوبشان است (مثلا، به شکل فجیع تصلیب، تا علاوه بر نابودی مسیح و تخریبِ آیین‌اش، عبرتی بشود برای سایرین). اما، اگر الله به‌واقع چنین مکری کرده باشد، آنها بازهم از شر عیسی خلاص شدند. به‌علاوه، آن کسی را هم که به‌اشتباه به صلیب کشیده شد، خودشان و سایرین، همه پنداشتند که خودِ عیسی مسیح می‌باشد، و هر آنچه خواستند نیز با او کردند. بر این اساس، آیا غیر از این است که این نتیجه و پایان می‌تواند هم‌آنچه باشد که یهودیان در پی‌اش بودند؟!

 

نوشته شده توسط شاه‌پور برنابا جوینده  | لینک ثابت |