تبليغاتX
وبلاگِ پژوهشهای مسیحی - چگونه ممکن است که موردِ‌ نظر قرآن از «الإِنجِيل» کانن عهدِجدیدِ کتاب‌ِمقدس باشد؟


***************************************************

در این سری نوشته‌ها، تلاش شده تا به یک سری اعتراضاتِ رایج قرآنی-اسلامی پیرامون آیین و ایمان ِ مسیحیان پاسخ داده شود.

این نوشته دومین بخش این سری نوشته‌هاست. برای دریافت بخش نخستین اینجا را کلیک کنید! [بخش سوم هنوز آماده نیست!] 


***************************************************

اعتراض:

طبق قرآن، کتابی که به عیسی مسیح داده شد، کتابی به نام «الإِنجِيل» بود. با این وجود، مسیحیان چهار متن به عنوان انجیل دارند که توسط اشخاصی غیر از مسیح نوشته شده‌اند و در شورای نیقیه (در قرن چهارم) به رسمیت شناخته شده‌اند. بر این اساس، این متون نمی‌توانند حاوی آن انجیلی باشند که به عیسی داده شد و مد نظر قرآن می‌باشد.

پاسخ:

این اعتراض اسلامی کاملا بی‌اساس است، و از لحاظِ علمی غیرقابل‌دفاع می‌باشد.

در قرآن، نه‌تنها هیچ‌کجا اشاره‌ای به "تحریف اصطلاحی" شدن «الإِنجِيل» که مکاشفه‌ی خاص عیسی مسیح بوده است، یافت نمی‌گردد، بلکه هرکجا در قرآن، اشاره‌ای در این رابطه می‌یابیم، تنها دربردارنده‌ی تصدیق و تمجید آن است. قرآن ظاهرا انجیل ِ معاصر با خویش را تایید نموده، آن را نزدِ مسیحیان موجود می‌داند، و آن را مصدق و هم‌خوان با خویش توصیف می‌نماید.

همچنین، به‌هیچ‌عنوان چنین نیست که متون کانن عهدِجدید پیش از شورای نیقیه توسط مسیحیان به‌رسمیت شناخته نمی‌شدند. بلکه، متون چهارگانه‌ی انجیل، در کنار سیزده رساله‌ی پولس ِ رسول، پیش از این شورا نیز در میان مسیحیان دارای مقبولیتِ چشم‌گیر و مستحکمی بودند.

* * * *


آیا طبق قرآن، انجیل ِ عیسی مسیح تحریف شده است؟ 

قرآن مکاشفه‌ای را که به عیسی مسیح داده شده، «الإِنجِيل» نامیده است.

و به دنبال ايشان عيسى بن مريم را فرستاديم كه گواهى‏دهنده بر (حقانيت‏) تورات بود كه پيشاپيش او بود، و به او انجيل (~الإِنجِيل~) داديم كه در آن رهنمود و نورى هست و همخوان با تورات است كه پيشاپيش آن (نازل شده‏) است‏؛ و راهنما و پندآموز پارسايان است‏. (المائده ۴۶)

سپس از پى ايشان پيامبرانمان را آورديم‏، و عيسى بن مريم را از پى آورديم‏، و به او انجيل (~الإِنجِيل~) داديم. (الحدید ۲۷)

قرآن، در آیاتی، از «الإِنجِيل،» به عنوان کتابی هم‌تراز با تورات و قرآن که از سوی پروردگار بر مسیحیان نازل شده، یاد نموده است.

اين كتاب را كه همخوان با كتب آسمانى پيشين است به درستى بر تو نازل كرد و تورات و انجيل (~التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ~) را پيشتر فرو فرستاد. (آل‌عمران ۳)

... بر وفق وعده حقى كه به راستى و درستى در تورات و انجيل و قرآن (~فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ~) بر عهده‌ی اوست ... (التوبة ۱۱۱)

آنچه در اینجا باید به آن توجه داشت، آن است که قرآن آن متون مقدس ِ هم‌عصر با قرآن که نزدِ مسیحیان موجود هستند، را نیز «الإِنجِيل» نامیده است.

كسانى كه از فرستاده و پيامبر امى پيروى مى‏كنند، كه نام (و نشان‏) او را در تورات و انجيل كه در نزدشان است‏، نوشته مى‏يابند (~يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ~)، ... (الاعراف ۱۵۷)

و بايد كه اهل انجيل (~أَهْلُ الإِنجِيلِ~) بر وفق آنچه در آن نازل كرده است حكم كنند، و كسانى كه بر وفق آنچه خداوند نازل كرده است‏، حكم نكنند آنانند كه نافرمانند. (المائده ۴۷)

بگو: «اى اهل كتاب، مادام كه به تورات و انجيل (~التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ~) و آنچه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده است‏، عمل نكرده‏ايد، حقى به دست نداريد.» (المائده ۶۸)

همچنین، قرآن به عنوان کتابی معرفی شده است که مصدق و گواهی‌دهنده بر حقانیتِ انجیل پیشارویش، و هم‌خوان با آن، می‌باشد.

و اين كتابى است مبارک كه فرو فرستاده‏ايم‏، و همخوان با كتابى است كه پيشاپيش آن است (~مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ~)‏، تا (مردم‏) مكه و پيرامونيان آن را هشدار دهى‏؛ و مؤمنان به آخرت‏، به آن ايمان مى‏آورند و آنان مواظبت بر نمازهاى خويش دارند. (الانعام ۹۲)

و آنچه از كتاب (آسمانى‏) به تو وحى كرده‏ايم‏، حق است و همخوان با آنچه (از كتب آسمانى‏، كه‏) پيشاپيش اوست‏ (~مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ~)، بيگمان خداوند به (احوال‏) بندگانش آگاه بيناست‏. (فاطر ۳۱)

گفتند: «ای قوم ما، ما (آيات‏) كتابى را شنيديم كه پس از موسى فرو فرستاده شده‏، (و) همخوان (كتابهاى‏) پيشاپيش خويش است‏ (~مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ~)، و به حق و راهى راست رهنمون است‏.» (الاحقاف ۳۰)

البته، قرآن در آیاتی (مانندِ التوبة ۲۹-۳۰)، انحرافاتی را در بین عقاید اهل‌کتاب متذکر شده است. اما، باید توجه داشت که در هیچ‌کجا در قرآن، نمی‌یابیم که این انحرافاتِ موجود در بین اهل‌کتاب ناشی از مخدوش بودن متون آسمانی‌شان دانسته شده باشند. در واقع، قرآن تاکیدش بر این است که اهل‌کتاب کتاب‌های آسمانی‌شان را پشتِ سر می‌افکنند، یا آنها را به‌شکل نادرستی تفسیر و تاویل می‌نمایند. قرآن به‌صراحت ادعا نموده است که اگر مسیحیان بر وفق آنچه در انجیل نازل شده و نزدِ آنان است حکم کنند، در حقیقت بر وفق آنچه خداوند نازل نموده حکم نموده‌اند. (المائده ۴۷و۶۸) [۱]  

طبیعی است که اگر بخواهیم فارغ از پیش‌داوری‌های موجود، در این رابطه داوری نماییم، باید ببینیم که یک مسلمان، در صورتی که از محتویاتِ متون کتاب‌ِمقدسِ مسیحیتْ کاملا بی‌اطلاع باشد، تنها بر اساس آنچه در قرآن در رابطه با این متون یافت می‌شود، چه نتیجه‌گیری‌ ِ معقولی درباره‌ی آنها می‌نماید. روشن است که با توجه به آنچه تا اینجا ارائه شد، او منطقا بایستی «تورات، انجيل و آنچه از سوى پروردگار بر اهل‌کتاب نازل شده است» را منابعی الهی و خلل‌نپذیرفته بداند که تنها برخی از اهل‌کتاب، در مواردی، آنها را موردِ بی‌توجهی قرار می‌دهند، و یا از آنها سوءاستفاده می‌نمایند. شیخ‌الاسلام ابن تیمیة موضِع علما و مفسران بزرگِ اسلام را که در قرون نخستین اسلامی می‌زیستند، در قبال کیفیتِ متن متون کتاب‌ِمقدس، چنین خلاصه نموده است:

عالمان نخستین مسلمان که اهل مباحثه بودند، همچون علی الطبری، القاسم بن ابراهیم ِ زیدی و الحسن بن ایوب، مفهوم "تحریف المعنا" را برای متون مقدس مسیحی، و همچنین یهودی، به‌کار می‌بردند. مباحثه‌گران بعدی از مکتبِ اشعریه، همچون البغلانی، الغزالی و فخرالدین رازی، نیز کتاب‌ِمقدس را به‌چشم متونی که اساسا صحیحند، می‌نگریستند که توسطِ مسیحیان و یهودیان سوءتاویل می‌شوند. [۲]

به دیگر سخن، مفسران نام برده شده همگی ظاهرا بر این باور بوده‌اند که بر اساس قرآن و سنت، کتاب‌ِمقدس مسیحیان مجموعه متونی سالم هستند. در واقع،‌ بعید است که این اشخاص که از برجسته‌ترین و مهم‌ترین مفسران و علمای اسلام به‌شمار می‌آیند، و در قرون نخستین اسلامی نیز می‌زیستند، در قرآن یا سنتِ صدرِ اسلام اشاره‌ای به مخدوش بودن متون کتاب‌ِمقدس یافته باشند، اما با این وجود، به متون کتاب‌ِمقدس مسیحیان به‌چشم متونی اساسا سالم نگریسته باشند. آیت‌الله محمدهادی معرفت، از قرآن‌پژوهان مطرح در ایران، در این رابطه، در کتابِ مصونیتِ قرآن از تحریف، مطلب را چنین خلاصه می‌کند:

بـه اعتقاد ما، در قرآن مطلبى نيست كه دلالت كند بر وقوع تحريف اصطلاحى در تورات و انجيل، يعنى تبديل متن كتاب يا كم و زياد كردن آن، بلكه قرآن مى‌گويد: كتب عهدين دستخوش تحريف معنوى شده، آن را به غيرمعناى خودش تفسير كردند و در اخبار اسلامى و سخنان بزرگان اسلام نيز چيزى كه گوياى وقوع تغيير يا تبديل و تحريف در نص عهدين باشد وجود ندارد، البته دليلى هم بر آن نداريم. (منبع) 

توجه داشته باشید که قرآن با صراحت و تاکید خویش را «روشن‌گر همه‌چیز» دانسته است (یوسف ۱۱۱). پس، باید انتظار داشت که این کتاب دست‌ِکم در رابطه با مسائلی که خودْ مطرح نموده، شفاف عمل نموده باشد. بر این اساس، به‌هیچ‌عنوان معقول نیست که یک مسلمان بر این باور باشد که دست‌اندرکاران پیدایش و تکامل قرآن و سنتِ اصیل اسلامی، درباره‌ی اصالت و درستی متونی که به‌عنوان «تورات، انجیل و آنچه از سوی پروردگار بر اهل‌کتاب نازل شده» و «نزد آنان موجودند،» از آنها یاد نموده‌اند، شکی از خویش بروز داده‌اند. 

حال، خواننده‌ی مسلمان بایستی از خویش بپرسد که آیا او خود را داناتر از قرآن و سنت می‌داند؟ یا، آیا منابع بهتری از قرآن و سنت، از لحاظِ هدایت‌گری و بیان حقایق، می‌شناسد؟ وقتی در قرآن و سنت، جز تصدیق، تایید و بزرگداشت، ذکر دیگری از «تورات، انجیل و آنچه از سوی پروردگار بر اهل‌کتاب نازل شده است» و «در نزدِ آنان موجود است» (~التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ؛ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ~) به‌میان نیامده، او چگونه به خود جرات می‌دهد تا به این متون به‌چشم متونی خلل‌پذیرفته، یا به‌کل مجعول و بی‌اعتبار، بنگرد؟!    


آیا در ابتدای مسیحیت انجیل دیگری در کار بوده و چهار متن انجیل ِ کانُن عهدِجدید تا پیش از شورای نیقیه (۳۲۵ م) فاقد رسمیت بودند؟

مسئله‌ای که در اینجا باید به آن پرداخته شود آنست که آیا ممکن است موردِ نظر قرآن از «الانجیل،» متن یا متونی غیر از متون کانن عهدِجدید باشد که به‌شکلی نزدِ جماعتی از مسیحیان موجود بوده‌، اما اکنون دیگر اثری از آن باقی نمانده است؟ برای بررسی این مسئله، باید توجه داشت که در قرآن، مسیحیان هیچ‌گاه به‌شکلی موردِ خطاب قرار نگرفته‌اند که گمان شود که منظورْ دسته‌ی خاصی از آنان است، بلکه قرآن آنان را عموما با یک زبان و یک بیان موردِ خطاب قرار داده است. در نتیجه، وقتی قرآن صحبت از «الانجیل» می‌کند، و آن را نزدِ مسیحیان موجود می‌داند، منطقا بایستی موردِ نظرش آنچه باشد که نزدِ بخش اعظم و اصلی آنان، و به‌طور کلی در مسیحیتِ ارتودکس، به‌عنوان منبعی معتبر و الهی، به رسمیت شناخته شده باشد.

آنطور که از شواهد تاریخی برمی‌آید، از اواخرِ قرن نخستین میلادی تا کنون، چهار متن انجیل کانن عهدجدید، و ۱۳ رساله‌ی پولس رسول، همواره به‌عنوان متونی معتبر و الهامی در کلیسا به رسمیت شناخته شده بودند. نه‌تنها کوچکترین شاهدی مبنی بر اینکه مسیحیان، در ابتدا (یا در عصر به‌خصوصی)، انجیلی، جز آنچه امروز در کتاب‌ِمقدس مسیحیان یافت می‌شود، در دست داشته‌اند، موجود نیست، بلکه شواهد موجود به‌روشنی گواهی می‌دهند که آنچه امروز در دست است همان است که توسط رسولان مسیح به کلیسا عرضه گردیده است. تمام گواهی‌های نخستین که به‌طور مشخص به متون کاننی اشاره داشته‌اند، چهار انجیل را به‌رسمیت می‌شناسند و چیز دیگری در کنارشان قرار نمی‌دهند.

در حدود سال ۱۱۵ میلادی، ایگناتیوس، اسقفِ انطاکیه، از "انجیل" به‌عنوان متونی معتبر یاد می‌کند. جاستین شهید در نوشته‌هایش (۱۴۵ م) از چهار انجیل کانن به‌عنوان مجموعه‌ای مشهور و تماما صحیح و معتبر نام می‌برد. ایرنائوس، اسقفِ لیون (۱۸۰ م) که شاگرد پلویکارپ (از شاگردان یوحنای رسول) بود، از چهار، و تنها چهار، انجیل کانن، به‌عنوان "ارکان" کلیسا نام می‌برد. این گواهی‌ها نشان می‌دهند که اعتبار و شهرتِ متون انجیل، دست‌ِکم از پایان قرن نخستین میلادی و آغاز قرن دوم، در میان مسیحیان فراگیر و رسمی بوده است. همچنین، کانن مُراتوری (۱۷۰ م)، به‌علاوه‌ی پشیتا و سایر ترجمه‌های آشوری (Syriac)، و نسخه‌های گوناگون قبطی از عهدِجدید، نیز شواهد یکسانی به نفع اعتبار انجیل کاننی ارائه می‌دهند. گواهِ دیگرْ یک هارمونی‌ انجیل‌های کاننی است به نام دیاتسارُن (۱۷۰ م) که تتیان، شاگردِ جاستین قدیس، آن را به نگارش درآورده است.

اینکه تتیان برای نگارش هارمونی‌اش تنها از متون کاننی به‌عنوان منبع استفاده نموده و آنها را به چشم منابعی با بیشترین اهمیت نگریسته است، نشان می‌دهد که او در این امر با استادش، جاستین (۱۰۰-۱۶۵م)، هم‌عقیده بوده است. در واقع، جاستین در رسالاتش به‌روشنی به متون چهار انجیل، تحتِ عنوان «نوشته‌های رسولان» (Memoirs of the Apostles) اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد که این متون، در کلیسا، مانندِ «نوشته‌های انبیا،» قرائت می‌شوند (I Apol. Ixvii. 3-5). اینکه این متون به این زودی دارای چنین اعتبار و جایگاهی در کلیسا بوده‌اند، بدون شک نشان می‌دهد که شهرت و رواج این متون، در میان مسیحیان به دهه‌هایی پیش از این زمان می‌رسد. کلمنت (وفات: ۲۱۷) و ترتولیان (وفات: ۲۳۵ م) نیز مکررا از متون انجیل نقل‌قول نموده و آنها را تفسیر کرده‌اند. ایوسبیوس (وفات: ۳۲۰ م) نیز از متون انجیل به عنوان "چهارگانه‌ی مقدس" (holy quaternion) یاد می‌کند و آنها را در دسته‌بندی‌اش، در میان متونی که اعتبار آنها مسلم است، قرار می‌دهد.

همین ویژگی برای ۱۳ رساله‌ی پولس رسول نیز صادق می‌باشد.  در دانش‌نامه‌ی The Catholic Encyclopedia، ذیل مدخل New Testament Canon، دراینباره چنین می‌یابیم:

آنطور که از شواهد و اسناد برمی‌آید، از همان دورانی که به آخرین رسولان مسیح می‌رسد، دو مجموعه‌ از متون ِ عهدِجدید، که هسته‌ی مستحکم و بخش ِ پایه‌ای شکل نهائی کانن را تشکیل می‌دهند، در کلیسا پذیرفته شده بودند: انجیل‌های چهارگانه‌ای که امــروزه نیز در اختیار کلیسـا هستند، و سیزده رساله‌ی پولس رســول -  بخش ِ انجیلــی
(Evangelium)، و بخش ِ رسولی (Apostolicum). ...

شهادتهای پدران کلیسا ما را قدم به قدم به‌سوی انجیل چهارگانه‌ی الهی و خلل‌ناپذیری که در سالهای پایانی دوره‌ی رسولان ِ مسیح موجود بوده است، راهنمایی می‌کنند.

می‌بینیم که اعتبار و شهرتِ متونی که امروز در کانن عهدِجدید می‌یابیم، به‌ویژه متون چهار انجیل، دست‌ِکم از اواخر قرن نخستین میلادی، در میان مسیحیان، چنان پذیرفته‌شده و مسلم بوده که امکان نداشت تا در شوراهایی چون شورای اول نیقیه (۳۲۵ م)، متنی غیر از آنها، یا متن دیگری در کنار آنها، به تصویب اعضاء شورا برسد. در واقع، قابل تصور نیست که مسیحیان ارتودکس، در کل، متن یا متون دیگری را، رسما و به‌طور همه‌جانبه، درکنار یا به‌جای متون کانن عهدِجدید، پذیرفته باشند.

واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش است و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده است، اطلاق می‌شود (مرقس ۱ : ۱۴-۱۵؛ اول‌قرنتیان ۱۵ : ۱-۹). مسیحیان ظاهرا از همان ابتدا، مجموعه متون کانن عهدِجدید، و به‌طور اخص هرکدام از چهار بیوگرافی مسیح در این کانن، را نیز "انجیل" می‌نامیدند. بدون شک، اگر، آنطور که قرآن ادعا نموده است، «الإِنجِيل،» به‌طور مکتوب، (به‌ویژه در قرن هفتم میلادی) نزد مسیحیان بوده باشد، معقول نیست که آن را کتابِ دیگری، جز کانن عهدِجدید، بدانیم. آیت‌الله محمدهادی معرفت، در همان کتابِ مصونیت قرآن از تحریف، در این رابطه چنین می‌نویسد:

از ايـن مـساله نبايد غفلت بورزيم كه قرآن با آنان [= اهل‌کتاب] در نامگذارى اين كتابها [= کتابِ‌مقدس] - به تورات و انجيل - همراهى كرده است. (منبع)

در اینجا اما، پرسشی باقی می‌ماند، و آن این است که نسخه‌هایی که امروز از این متون در دست هستند تا چه اندازه دارای خلوص می‌باشند؟ آیا می‌توان اطمینان داشت که متون کانن عهدِجدید به مروز زمان توسط نسخه‌برداران تغییری نکرده‌اند؟ آیا متون کانن عهدجدید که امروز در کتاب‌ِمقدس مسیحیت یافت می‌شوند، متن‌شان با نسخه‌هایی که در زمان صدر اسلام (در قرن هفتم میلادی) دست مسیحیان ارتودکس بوده، مطابقت می‌کند؟

در پاسخ به این پرسش‌ها، ابتدا باید متذکر شد که ما دو نسخه از متون کانن عهدجدید در دست داریم که قدمت آنهـا به حدودِ ۳ قـرن پیش از اسلام بازمی‌گردد (Codex Vaticanus و Codex Sinaiticus). تا سال ۱۹۶۸، پیرامون ۵۳۵۸ نسخه و تکه‌نسخه‌ی یونانی از عهدجدید توسط متخصصان جمع‌آوری و فهرست شده‌اند. در کنار اینها، ما ترجمه‌هایی از عهدجدید، به زبان‌های لاتین، آشوری و قبطی، در دست داریم که تاریخ نگارششان نسبتا زودهنگام هستند. همچنین، ترجمه‌های ثانوی‌ای نیز به زبان‌های ارمنی و گاتیک، و بسیاری دیگر از ترجمه‌ها، در دست داریم که اندکی متاخرترند. اهمیت این ترجمه‌ها چنانند که اگر امروز تمام نسخ اصلی را نداشتیم، می‌توانستیم عهدجدید را بر اساس این ترجمه‌های کهن دوباره تولید نماییم. علاوه بر اینها، بیش از ۸۶۰۰۰ نقل‌قول از عهدجدید در آثار پدران کلیسا موجود است. همچنین، نقول‌قولهای فراوانی هم در هزاران مناجات‌نامه‌های کلیسا وجود دارند. آنچه قابل‌ملاحظه است آن است که متخصصان کتاب‌ِمقدس می‌توانند تنها با استفاده از آثاری که در طی ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال پس از مسیح نگاشته شده‌اند، کل عهدِجدید، به استثنای تنها ۱۱ آیه از آن، را دوباره‌سازی کنند. بر اساس علم ِ Textual Criticism، خلوص متن متون عهدجدید را می‌توان بیش از ۹۹٪ تخمین زد. [۳]

 

اختلافاتِ بنیادین محتویاتِ کتاب‌ِمقدس با قرآن

همان‌طور که در بخش نخستِ این نوشته نشان داده شد، نه‌تنها «در قرآن مطلبى نيست كه دلالت كند بر وقوع تحريف اصطلاحى در تورات و انجيل،» بلکه هرکجا در این کتاب اشاره‌ای به «تورات، انجیل و آنچه از جانبِ پروردگار بر اهل‌کتاب نازل شده» وجود دارد، صریحا دربردارنده‌ی تصدیق، بزرگداشت و تاییدِ اعتبارِ الهی این متون، می‌باشد. همچنین، قرآن به آن‌چه که به عیسی مسیح داده شده، و آن‌چه که تحتِ این عنوان نزد مسیحیان موجود است، به هر دوی اینها، همواره به یک شکل، و تحتِ عنوانِ «الإِنجِيل،» اشاره نموده است. این مسائل به‌روشنی و استحکام نشان می‌دهند که طبق قرآن، آنچه به‌عنوان «الإِنجِيل» نزد مسیحیان موجود است، دربردارنده و تَفْصِيل ِ انجیلی است که عیسی مسیح با خود آورد؛ انجیلی که به‌ظاهر مورد تایید و تصدیق قرآن می‌باشد.

از طرفی، این نیز نشان داده شد که همه‌ی شواهدِ موجود گواهی می‌دهند بر اینکه دست‌ِکم از اواخر قرن اول میلادی تا امروز، «الإِنجِيل ِ» مکتوب نزدِ مسیحیان، کانن عهدجدید (یا بخش اعظم آن) بوده است. پس، تنها نتیجه‌ی معقولی که حاصل می‌گردد آن است که آنچه در قرآن (حالا خواسته یا ناخواسته)، به‌عنوان «الإِنجِيل» مورد تایید و تصدیق قرار گرفته بایستی کانن عهدِجدیدِ کتاب‌ِمقدس مسیحیتِ ارتودکس باشد. 

البته، اسلامگرایان به‌هیچ‌عنوان حاضر نیستند که چنین نتیجه‌گیری معقولی را بپذیرند. ظاهرا، عمده‌ترین اعتراضی که توسطِ این افراد مطرح می‌شود آن است که محتویات عهدِجدید با قرآن تناقض دارند و ناسازگارند. به‌عنوان مثال، قرآن ادعا کرده است که بشارت به نام (و نشان) محمد بن عبدالله در «الإِنجِيل» که نزد مسیحیان است، به‌عنوان نام (و نشان) خاتم پیامبران، به‌صورتِ مکتوب وجود دارد (الاعراف ۱۵۷). با این وجود، چنین بشارتی در عهدِجدید یافت نمی‌گردد. بر پایه‌ی چنین مسائلی، این افراد نتیجه می‌گیرند که «الإِنجِيل» موردِ اشاره‌ی قرآن نمی‌تواند عهدِجدیدِ کتاب‌ِمقدس باشد. اما، روشن است که این استدلال مغلطه‌آمیز است (مغلطه‌ی "مصادره به مطلوب"). در حقیقت، چنین مسائلی تنها نشان می‌دهند که پدیدآورنده/آورندگان قرآن آگاهی صحیح و موثقی از محتویات و ساختار عهدجدید نداشته‌اند، و یا به دلایلی، آگاهانه به این متون دروغ بسته‌اند. 

البته، در اینباره که در قرآن آگاهانه مطالبِ نادرستی به عهدِجدید نسبت داده شده‌اند، نمی‌توان با اطمینان اظهار نظر نمود. اما، در رابطه با اینکه محمد و اطرافیان او، و حتی مسیحیانی که در مجاورت و دسترس این افراد می‌زیسته‌اند، آگاهی موثق و مستقیمی از محتویاتِ این متون نداشته‌اند، شواهدِ قابل‌ملاحظه‌ای وجود دارند. محمد و اطرافیان او، به اعترافِ قرآن، «أُمِّي» بوده‌اند. «أُمِّي» عموما در قرآن به غیراهل‌کتاب و افرادی که دانش موثق و ارزشمندی از کتاب‌های آسمانی اهل‌کتاب ندارند و در این رابطه آموزش ندیده‌اند، اطلاق شده است (آل‌عمران ۲۰و۷۵؛ الاعراف ۱۵۷-۱۵۸؛ الجمعة ۲؛ همچنین: البقرة ۷۸). آنطور که از شواهدِ موجود در قرآن برمی‌آید، محمد بن عبدالله به این دلیل «النَّبِي الأُمِّي» نامیده شده که او غیراهل‌کتاب بوده است و دانسته‌های او از محتویاتِ کتاب‌ِمقدس از حدِ شنیده‌هایش از دیگران، فراتر نمی‌رفته است. طبیعتا، او در این زمینه آموزش ِ صحیحی ندیده بود و دانش موثق، منسجم و قابل‌اطمینانی از محتویات کتاب‌ِمقدس نداشت. طبیعتا، پیروان عربِ او نیز عموما در این زمینه با وی چندان تفاوتی نداشتند.

جالب است بدانیم که ظاهرا اوضاع و احوال مسیحیان آن دوران عربستان نیز چندان بهتر از «أُمِّيِّين» نبوده است. در دانش‌نامه‌ی Catholic Encyclopedia، ذیل مدخل Arabia، در این رابطه چنین نوشته شده است: 

آن قسمت از سرزمین عربستان که مجاور مرزهای سوریه بود به سرزمین "مادر کفر و ارتداد" (mother of heresies) مشهور بود. آزادی‌های سیاسی و مذهبی‌ای که در میان قبایل عرب در جریان بودند در را برای ورود انواع آموزه‌ها، انحرافات و ارتدادها گشوده گذارده بودند. ... همانندِ یهودیان عرب، مسیحیان عربِ در آستانه‌ی ظهور محمد و تا اندکی پس از او نیز، هیچ‌گاه به‌شکل منضبط، اهمیت چندانی برای انجام مراسم ِ عبادی و احکام دینی‌شان قائل نبودند. کلا، عربهای پیش از اسلام به بی‌تفاوتی نسبت به اعتقادات و احکام مذهبی مشهور بودند. هر دین و مذهبی، تا جایی که برای احساسات و تفکراتِ آنها محدودیتی ایجاد نمی‌کرد، در میان اعراب پذیرفته می‌شد. ... 

... آنچه درباره‌ی مسیحیان عرب به نظر عجیب می‌آید آن است که آنها با اینکه در میان خود کشیش‌ها و راهبان و کلیساهایی داشتند، و حتی در میانشان عقایدِ خاصی منحرف و موجبِ ارتداد تلقی می‌گشت، اما کوچکترین تلاشی در جهتِ ترجمه‌ی کتابهای عهدقدیم یا عهدجدید نکردند؛ و یا، اگرهم کرده باشند، چنان بوده که هیچ ذکر یا اثری از آن به ما نرسیده است. مشابهِ همین واقعیت در موردِ یهودیان یمن نیز صادق است.      

می‌بینیم که با در نظر گرفتن شواهدِ موجود، تنها نتیجه‌ی معقولی که می‌توان گرفت آن است که با وجودِ اینکه در قرآن، متون عهدِجدیدِ کتاب‌ِمقدس، به‌روشنی و صراحت تایید و تصدیق شده‌اند، اما روشن است که پدیدآورنده/آورندگان این کتاب آگاهی درست و مستقیمی از ساختار و محتویاتِ عهدجدید نداشتند، و در این زمینه از آموزش صحیح و کافی برخوردار نبودند. برای همین، آنچه از این متون می‌دانستند منحرف و اشتباه، و در واقع بیشتر ناشی از شنیده‌هایشان از محیطِ اطراف، و آمیخته با پندارها و تفاسیر شخصی و جمعی‌شان، بوده است.  


زیرنویس:

[۱]  به عنوان نمونه، ر.ک. به آیاتی چون: النساء ۱۷۱؛ المائده ۱۷ و ۷۲؛ و قیاس شوند با: البقرة ۱۴۶؛ المائده ۱۴، ۴۷، ۶۶ و ۶۸؛ البقرة ۱۰۱؛ الاعراف ۱۵۶-۱۵۷

[۲] Michel, A Muslim Theologian’s Response to Christianity [Caravan Books; Delmar, NY, second printing 1999], pp. 89-90

[۳] منابع این بخش از نوشته به این قرارند:

The Catholic Encyclopedia

F. F. Bruce, New Testament Documents, Are They Reliable?, Chapter III: The canon of the New Testament 

Ron Rhodes, Manuscript Support for the Bible's Reliability

Bruce M. Metzger, The Canon of the New Testament, Published 1997, Oxford University Press, pp. 145-146

Lee Strobel, The Case for Christ, Copyright ©1998, Ch. 3: The Documentary evidence, pp. 75-79

نوشته شده توسط شاه‌پور برنابا جوینده  | لینک ثابت |